جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

header icons رشد همکاری دانشگاه‌ ها با صنعت زیست‌ فناوری در ایران

singleblogimage

زیست‌فناوری به عنوان یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد دانش‌بنیان در قرن بیست و یکم، پتانسیلی بی‌بدیل برای حل چالش‌های بزرگ بشری در حوزه‌های سلامت، کشاورزی، محیط زیست و انرژی دارد. در ایران، که از ظرفیت علمی و نیروی انسانی تحصیل‌کرده قابل توجهی در علوم زیستی، پزشکی و داروسازی برخوردار است، توسعه این صنعت از یک انتخاب به یک ضرورت استراتژیک برای نیل به توسعه پایدار و کاهش وابستگی اقتصادی تبدیل شده است. با این حال، ترجمه دانش تولید شده در برج‌های عاج دانشگاهی به محصولات و خدمات نوآورانه در صنعت، همواره یکی از گلوگاه‌های اصلی توسعه فناورانه کشور بوده است. شکاف تاریخی میان فرهنگ آکادمیک و نیازهای بازار، موانع ساختاری و عدم وجود زبان مشترک، این دو نهاد قدرتمند را برای دهه‌ها از یکدیگر دور نگه داشته بود. خوشبختانه، در سال‌های اخیر شاهد تغییر پارادایمی و شکل‌گیری یک زیست‌بوم نوین هستیم که در آن، همکاری میان دانشگاه و صنعت زیست‌فناوری نه تنها تشویق، بلکه به سنگ بنای اصلی خلق ارزش و ثروت‌آفرینی ملی بدل شده است. این مقاله به تحلیل ابعاد، محرک‌ها، چالش‌ها و چشم‌انداز این همکاری رو به رشد و حیاتی می‌پردازد.

گذار از دانشگاه نسل اول به نسل سوم

برای درک عمق تحولات اخیر، باید به تکامل فلسفه وجودی دانشگاه‌ها نگاهی بیندازیم. دانشگاه‌های نسل اول (آموزش‌محور) و نسل دوم (آموزش و پژوهش‌محور)، اگرچه در تربیت نیروی انسانی و تولید علم موفق بوده‌اند، اما عمدتاً در مرزهای خود محصور مانده و ارتباطی ارگانیک با نیازهای جامعه و صنعت نداشتند. پارادایم نوین “دانشگاه نسل سوم” یا “دانشگاه کارآفرین”، این نهاد را به عنوان یک بازیگر فعال اقتصادی و اجتماعی بازتعریف می‌کند که علاوه بر دو ماموریت سنتی خود، ماموریت سوم یعنی “تاثیرگذاری اقتصادی و اجتماعی” یا “کارآفرینی” را نیز بر عهده دارد. در این مدل، دانشگاه دیگر تنها تولیدکننده مقالات علمی نیست، بلکه به یک مرکز تولید فناوری، ثبت اختراع، تاسیس شرکت‌های زایشی (Spin-off) و همکاری فعال با بخش خصوصی تبدیل می‌شود. این تغییر نگرش بنیادین، که از سطح سیاست‌گذاری کلان تا آیین‌نامه‌های داخلی دانشگاه‌ها در حال نفوذ است، مهم‌ترین نیروی محرکه برای نزدیک شدن دانشگاه‌های علوم پزشکی و پایه به صنایع دارویی و زیست‌فناوری در ایران بوده و زمینه را برای یک رابطه دوسویه و مولد فراهم کرده است.

نقش دفاتر انتقال فناوری (TTO) در دانشگاه

پل ارتباطی نهادی میان دنیای آکادمیک و صنعت، “دفاتر انتقال فناوری” یا TTOs (Technology Transfer Offices) هستند. این دفاتر که در سال‌های اخیر در بسیاری از دانشگاه‌های بزرگ کشور تاسیس شده یا در حال تقویت هستند، نقشی حیاتی و چندوجهی ایفا می‌کنند. وظیفه اصلی TTO، شناسایی پژوهش‌های دانشگاهی با پتانسیل تجاری‌سازی، کمک به محققان در زمینه حفاظت از مالکیت فکری (IP) و ثبت اختراع، ارزیابی و ارزش‌گذاری فناوری، بازاریابی برای فناوری‌های دانشگاهی و مذاکره برای قراردادهای لایسنس یا تحقیقات مشترک با صنعت است. این دفاتر به عنوان مترجمانی عمل می‌کنند که زبان علم را به زبان کسب‌وکار تبدیل کرده و به دانشمندانی که اغلب با فرآیندهای تجاری و حقوقی آشنا نیستند، کمک می‌کنند تا از دستاوردهای فکری خود ارزش اقتصادی خلق کنند. موفقیت و کارآمدی TTOها یکی از شاخص‌های کلیدی بلوغ اکوسیستم نوآوری دانشگاهی است و سرمایه‌گذاری بر روی توانمندسازی این دفاتر، یک اقدام استراتژیک برای تسریع روند همکاری دانشگاه و صنعت محسوب می‌شود.

تاسیس شرکت‌های زایشی توسط اعضای هیئت علمی

یکی از ملموس‌ترین و موفق‌ترین نمودهای همکاری دانشگاه و صنعت، تاسیس شرکت‌های دانش‌بنیان زایشی یا “اسپین‌آف” توسط اعضای هیئت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. این شرکت‌ها که بر پایه یک فناوری یا دانش فنی توسعه یافته در دانشگاه شکل می‌گیرند، بهترین مسیر برای تجاری‌سازی تحقیقاتی هستند که نیازمند توسعه بیشتر و سرمایه‌گذاری خطرپذیرند. تصویب آیین‌نامه‌هایی که به اعضای هیئت علمی اجازه می‌دهد ضمن حفظ موقعیت دانشگاهی خود، در تاسیس و مدیریت این شرکت‌ها مشارکت داشته باشند، یک گام بسیار مهم در این راستا بوده است. این شرکت‌ها، دانش فنی را از آزمایشگاه به بازار منتقل کرده، برای فارغ‌التحصیلان همان دانشگاه شغل ایجاد می‌کنند و در صورت موفقیت، می‌توانند از طریق پرداخت حق لایسنس به دانشگاه، منبع درآمدی جدیدی برای آن ایجاد کنند. داستان‌های موفقیت‌آمیز شرکت‌های داروسازی و زیست‌فناوری که از دل دانشگاه‌های برتر کشور برخاسته‌اند، الهام‌بخش نسل جدیدی از اساتید و دانشجویان کارآفرین شده است.

قراردادهای تحقیقات سفارشی (Sponsored Research Agreements)

یک شکل کلاسیک و بسیار مهم از همکاری، انعقاد “قراردادهای تحقیقات سفارشی” است. در این مدل، یک شرکت صنعتی، برای حل یک مشکل مشخص یا توسعه یک محصول جدید، پروژه‌ای تحقیقاتی را به یک آزمایشگاه یا تیم تحقیقاتی در دانشگاه واگذار کرده و تمام هزینه‌های آن را تامین می‌کند. این نوع همکاری برای هر دو طرف یک موقعیت برد-برد است. صنعت به زیرساخت‌های آزمایشگاهی پیشرفته، دانش تخصصی و مغزهای متفکر دانشگاهی با هزینه‌ای بسیار کمتر از ایجاد یک واحد R&D داخلی دسترسی پیدا می‌کند. دانشگاه نیز علاوه بر کسب درآمد و تامین هزینه‌های تحقیق، به دانشجویان و محققان خود فرصت کار بر روی مسائل واقعی و کاربردی صنعت را می‌دهد و از این طریق، آموزش و پژوهش خود را به نیازهای بازار نزدیک‌تر می‌کند. مذاکره بر سر مالکیت معنوی نتایج حاصل از این تحقیقات (Background IP vs. Foreground IP) یکی از حساس‌ترین بخش‌های این قراردادهاست که نیازمند دخالت دفاتر انتقال فناوری و مشاوران حقوقی مجرب است.

ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک صنعت و دانشگاه

سطح عمیق‌تر و استراتژیک‌تری از همکاری، ایجاد “مراکز تحقیقاتی مشترک” (Joint Research Centers) است. این مراکز که ممکن است در داخل دانشگاه یا در کنار یک واحد صنعتی تاسیس شوند، با سرمایه‌گذاری مشترک هر دو طرف اداره شده و محققانی از دانشگاه و صنعت در کنار یکدیگر بر روی اهداف بلندمدت و فناورانه کار می‌کنند. این مدل، فراتر از یک پروژه کوتاه‌مدت، به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار و هم‌افزا است. این مراکز می‌توانند به عنوان بستری برای آموزش نیروی انسانی متخصص مورد نیاز صنعت، انجام پروژه‌های دکتری و پسادکتری مشترک و توسعه پلتفرم‌های فناوری جدید عمل کنند. این همکاری نزدیک و مستمر، به شکل‌گیری اعتماد متقابل، درک عمیق‌تر از فرهنگ و محدودیت‌های هر دو طرف و ایجاد یک زبان مشترک کمک شایانی می‌کند که خود زمینه‌ساز پروژه‌های بلندپروازانه‌تر در آینده خواهد بود.

چالش‌های فرهنگی و ساختاری در مسیر همکاری

با وجود پیشرفت‌های حاصل شده، مسیر همکاری دانشگاه و صنعت در ایران همچنان با چالش‌های مهمی روبروست. تفاوت در اهداف و افق زمانی یکی از این چالش‌هاست؛ دانشگاه به دنبال تولید علم و انتشار مقاله با نگاهی بلندمدت است، در حالی که صنعت به دنبال راه‌حل‌های سریع، کاربردی و سودآور با نگاهی کوتاه‌مدت است. بوروکراسی اداری سنگین در دانشگاه‌ها، فرآیند انعقاد قراردادها را کند و فرسایشی می‌کند. عدم اعتماد متقابل که ریشه در تجربیات ناموفق گذشته دارد، هنوز در میان برخی از مدیران صنعتی و اساتید دانشگاهی دیده می‌شود. همچنین، سیستم ارتقای اعضای هیئت علمی که عمدتاً بر پایه تعداد مقالات ISI استوار است، انگیزه کافی برای صرف وقت بر روی پروژه‌های کاربردی و تجاری‌سازی را ایجاد نمی‌کند و نیازمند بازنگری جدی است تا فعالیت‌های فناورانه و همکاری با صنعت نیز به عنوان یک امتیاز کلیدی در ارزیابی اساتید لحاظ شود.

مالکیت فکری: میدان مین یا فرصت مشترک؟

موضوع “مالکیت فکری” (IP)، پیچیده‌ترین و حساس‌ترین بخش مذاکرات میان دانشگاه و صنعت است. تعیین اینکه چه کسی مالک پتنت حاصل از یک تحقیق مشترک خواهد بود و چگونه درآمدهای ناشی از تجاری‌سازی آن تقسیم خواهد شد، می‌تواند به سادگی یک همکاری بالقوه را به بن‌بست بکشاند. دانشگاه‌ها به درستی معتقدند که مالکیت فکری حاصل از فعالیت‌های محققانشان به آنها تعلق دارد، در حالی که صنعت نیز استدلال می‌کند که چون سرمایه و ریسک پروژه را تامین کرده، باید حقوق انحصاری بهره‌برداری از نتایج را در اختیار داشته باشد. رسیدن به یک توافق منصفانه که در آن دانشگاه مالکیت پتنت را حفظ کرده و یک لایسنس انحصاری یا غیراحصاری را در ازای دریافت درصدی از فروش (Royalty) به شرکت صنعتی واگذار می‌کند، یک راه‌حل رایج و منطقی است. شفاف‌سازی سیاست‌های دانشگاه در زمینه IP و توانمندسازی دفاتر انتقال فناوری برای مذاکره حرفه‌ای، کلید عبور موفقیت‌آمیز از این چالش است.

نقش پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد

پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد مستقر در کنار دانشگاه‌ها، نقش یک “اکوسیستم فیزیکی” را برای تسهیل همکاری ایفا می‌کنند. این پارک‌ها با فراهم آوردن فضای اداری و آزمایشگاهی با هزینه مناسب، خدمات مشاوره‌ای و دسترسی به زیرساخت‌های دانشگاهی، به شرکت‌های نوپا و واحدهای تحقیق و توسعه شرکت‌های بزرگ اجازه می‌دهند تا در نزدیکی منبع تولید دانش مستقر شوند. این همجواری فیزیکی، به تعاملات رسمی و غیررسمی میان اساتید، دانشجویان و متخصصان صنعت دامن می‌زند و احتمال شکل‌گیری ایده‌های مشترک و همکاری‌های جدید را به شدت افزایش می‌دهد. پارک‌های علم و فناوری به عنوان یک منطقه حائل، به شرکت‌ها اجازه می‌دهند تا از مزایای نزدیکی به دانشگاه بهره‌مند شوند، بدون آنکه درگیر بوروکراسی پیچیده آن شوند.

برگزاری رویدادهای شبکه‌سازی و نمایشگاه‌های فناوری

برای آنکه صنعت از توانمندی‌های دانشگاه و دانشگاه از نیازهای صنعت آگاه شود، باید فرصت‌هایی برای دیدار و گفتگو فراهم کرد. برگزاری منظم رویدادهای “ریورس پیچ” (Reverse Pitch) که در آن مدیران صنعتی چالش‌های خود را برای محققان دانشگاهی ارائه می‌دهند، بسیار مؤثرتر از ارائه توانمندی‌های کلی توسط دانشگاه است. همچنین، نمایشگاه‌های فناوری (Tech Markets) که در آن دانشگاه‌ها دستاوردهای فناورانه قابل تجاری‌سازی خود را به نمایش می‌گذارند، می‌تواند به یافتن شرکای صنعتی مناسب کمک کند. این رویدادها، که اغلب با حضور سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز همراه هستند، به شکستن یخ روابط و ایجاد ارتباطات اولیه کمک می‌کنند که می‌تواند سنگ بنای همکاری‌های آتی باشد.

تعریف پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکتری کاربردی

یکی از بهترین راه‌ها برای تزریق نیازهای صنعت به بدنه دانشگاه، تعریف پروژه‌های پایان‌نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری در راستای حل مسائل واقعی صنعت است. در این مدل، شرکت صنعتی علاوه بر طرح مسئله، می‌تواند بخشی از هزینه‌های تحقیق یا کمک‌هزینه تحصیلی دانشجو را نیز تامین کند. این رویکرد چندین مزیت دارد: دانشجو بر روی یک موضوع کاربردی و با آینده شغلی مشخص کار می‌کند، استاد راهنما با چالش‌های روز صنعت آشنا می‌شود، و شرکت صنعتی به یک راه‌حل علمی برای مشکل خود دست می‌یابد و در عین حال، نیروی انسانی متخصصی را برای استخدام در آینده شناسایی و تربیت می‌کند. این نوع همکاری، یک سرمایه‌گذاری بلندمدت بر روی منابع انسانی است که به تقویت ارتباط پایدار دانشگاه و صنعت می‌انجامد.

نقش دولت به عنوان نهاد تسهیل‌گر و سیاست‌گذار

دولت و نهادهای حاکمیتی نقشی غیرقابل انکار در تشویق و تسهیل همکاری دانشگاه و صنعت دارند. این نقش می‌تواند از طریق ابزارهای مختلفی ایفا شود: اعطای معافیت‌های مالیاتی: ارائه تخفیف‌های مالیاتی به شرکت‌هایی که در پروژه‌های R&D دانشگاهی سرمایه‌گذاری می‌کنند. ارائه گرنت‌های مشترک: تعریف گرنت‌هایی که تنها به پروژه‌های مشترک میان یک تیم دانشگاهی و یک شرکت صنعتی تعلق می‌گیرد. بازنگری در قوانین و مقررات: اصلاح آیین‌نامه ارتقای اساتید، تسهیل قوانین مربوط به ماموریت اعضای هیئت علمی در صنعت و شفاف‌سازی قوانین مربوط به مالکیت فکری. حمایت از زیرساخت‌ها: سرمایه‌گذاری در تجهیز آزمایشگاه‌های مرکزی و تقویت دفاتر انتقال فناوری. نقش دولت باید از دخالت مستقیم به سمت “توانمندسازی” و “تسهیل‌گری” تغییر کند تا اکوسیستم بتواند به صورت ارگانیک رشد نماید.

آموزش کارآفرینی به دانشجویان علوم زیستی

یکی از حلقه‌های مفقوده در آموزش‌های دانشگاهی ما، فقدان “آموزش کارآفرینی” است. دانشجویان رشته‌های زیست‌شناسی، داروسازی و پزشکی با مفاهیم علمی پیچیده آشنا می‌شوند، اما در مورد نحوه تبدیل این علم به یک کسب‌وکار، تدوین بیزنس پلن، اصول مذاکره، جذب سرمایه و بازاریابی تقریباً هیچ نمی‌آموزند. گنجاندن واحدهای درسی مرتبط با کارآفرینی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و بوت‌کمپ‌های فشرده در این زمینه، و دعوت از کارآفرینان موفق برای به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان، می‌تواند ذهنیت دانشجویان را تغییر داده و آنها را به فکر کردن در مورد تجاری‌سازی تحقیقاتشان ترغیب کند. یک دانشمند-کارآفرین که به هر دو زبان علم و تجارت مسلط است، بهترین کاتالیزور برای همکاری دانشگاه و صنعت خواهد بود.

چشم‌انداز آینده: به سوی یک اکوسیستم یکپارچه

آینده همکاری دانشگاه و صنعت زیست‌فناوری در ایران، در گرو حرکت به سوی یک “اکوسیستم نوآوری یکپارچه” است. در این اکوسیستم، مرزهای سنتی میان دانشگاه، صنعت، دولت و نهادهای مالی کمرنگ‌تر می‌شود و همه بازیگران در یک شبکه پویا با یکدیگر در تعامل هستند. در این چشم‌انداز، شاهد شکل‌گیری خوشه‌های صنعتی-دانشگاهی در اطراف دانشگاه‌های برتر، افزایش چشمگیر تعداد شرکت‌های زایشی، جذب سرمایه‌گذاران خطرپذیر بین‌المللی و تبدیل شدن دانشگاه‌ها به قطب‌های نوآوری با درآمدهای پایدار از محل تجاری‌سازی فناوری خواهیم بود. رسیدن به این نقطه نیازمند تداوم سیاست‌های حمایتی، تغییرات فرهنگی عمیق و مهم‌تر از همه، باور مشترک به این اصل است که ثروت‌آفرینی از مسیر علم، نه یک رویا، بلکه یک هدف دست‌یافتنی است که تنها با هم‌افزایی و همکاری محقق خواهد شد.

اکونوریس: کاتالیزور همکاری‌های علمی و صنعتی

در قلب این زیست‌بوم نوظهور، نهادهایی که بتوانند شکاف میان دانشگاه و صنعت را پر کرده و به تیم‌های دانشگاهی در برداشتن گام‌های اولیه تجاری‌سازی کمک کنند، نقشی حیاتی دارند. اکونوریس، شتاب‌دهنده‌ای نوآور در حوزه نوآوری‌های دارویی و زیست‌فناوری، با هدف حمایت از تیم‌های علمی و استارت‌آپ‌های خلاق، در مسیر خلق آینده‌ای بهتر در حوزه سلامت گام برمی‌دارد. ما با ارائه خدمات جامع از جمله حمایت مالی برای تبدیل تحقیقات دانشگاهی به طرح‌های قابل ارائه به صنعت، مشاوره تخصصی در زمینه ثبت اختراع و مذاکره قراردادهای لایسنس، دسترسی به شبکه ارتباطی گسترده‌ای از مدیران صنعتی و سرمایه‌گذاران و حضور در رویدادهای مهم برای نمایش فناوری، به تیم‌ها و استارت‌آپ‌ها کمک می‌کنیم تا به پتانسیل خود دست یابند و به موفقیت‌های چشمگیری برسند. اکونوریس با ایفای نقش به عنوان یک واسط امین و متخصص، فرآیند پیچیده همکاری دانشگاه و صنعت را تسهیل کرده و به دانشمندان کمک می‌کند تا نتایج تحقیقات خود را به محصولاتی تبدیل کنند که زندگی انسان‌ها را بهبود می‌بخشد.

header icons

نوشته های اخیر

مشاهده همه

blog image
مدل‌های موفق کارآفرینی در سلامت دیجیتال؛ از ایده تا تأثیر اجتماعی

مقدمه تحول دیجیتال در دو دهه اخیر، انقلابی در حوزه سلامت ایجاد کرده است. ظهور تلفن . . .

blog image
کارآفرینی در حوزه سلامت: آغاز تحول از یک ایده

مقدمه کارآفرینی در حوزه سلامت تنها یک فعالیت اقتصادی یا تجاری نیست، بلکه یک فرآیند . . .

blog image
چگونه نیازهای درمانی را به ایده نوآورانه دارویی تبدیل کنیم؟ (راهکارهای عملی)

مقدمه امروزه در دنیای داروسازی، موفقیت دیگر صرفاً به ساخت داروهای جدید محدود نمی‌ . . .

blog image
راهنمای جامع نوآوری دارویی: از ایده تا تجاری‌سازی

مقدمه صنعت داروسازی در دهه‌های اخیر تحولات گسترده‌ای را تجربه کرده است. موفقیت دی . . .

blog image
اصول تحقیق و توسعه در داروسازی؛ گام به گام تا تولید دارو

مقدمه تحقیق و توسعه در داروسازی یکی از مهم‌ترین و زمان‌برترین بخش‌های تولید دارو . . .

blog image
طرح کسب و کار استارتاپ داروسازی؛ راهنمای تدوین بیزینس پلن از ایده تا تجاری سازی

مقدمه در مسیر راه‌اندازی یک کسب‌وکار نوآورانه در حوزه دارو، داشتن یک ایده خلاقان . . .

header iconsدیدگاه شما

از طریق پیشخوان حساب خود می توانید لیست محصولات خریداری شده را مشاهده کرده و حساب کاربری و رمز عبور خود را ویرایش کنید