زیستفناوری به عنوان یکی از پیشرانهای کلیدی انقلاب صنعتی چهارم، در دهههای اخیر نقشی بیبدیل در توسعه اقتصادی، ارتقاء سلامت عمومی و تضمین امنیت ملی کشورها ایفا کرده است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به سرمایه انسانی متخصص و سیاستگذاریهای کلان، مسیری پرفراز و نشیب اما قابل توجه را در توسعه این حوزه راهبردی پیموده است. از روزهای نخستین تمرکز بر تولید واکسنها و فرآوردههای خونی در انستیتو پاستور و موسسه رازی تا به امروز که شرکتهای دانشبنیان ایرانی قادر به تولید پیچیدهترین داروهای نوترکیب و آنتیبادیهای مونوکلونال هستند، تحولی شگرف و پارادایمی رخ داده است. این مقاله جامع، به کالبدشکافی این مسیر تحول میپردازد و با نگاهی تحلیلی، وضعیت کنونی زیستفناوری در ایران را در ابعاد مختلف آن—از زیرساختهای علمی و پژوهشی گرفته تا دستاوردهای صنعتی، چالشهای رگولاتوری و مالی، و افقهای نوظهور—مورد بررسی قرار میدهد. هدف، ارائه تصویری چندوجهی و واقعبینانه از اکوسیستم بیوتکنولوژی ایران است که نه تنها نقاط قوت و موفقیتها را به رسمیت میشناسد، بلکه موانع ساختاری و فرصتهای پیش رو را نیز با دیدی انتقادی و استراتژیک واکاوی میکند تا راهگشای سیاستگذاران، پژوهشگران، سرمایهگذاران و کارآفرینان این عرصه سرنوشتساز باشد. درک این تحول، مستلزم نگاهی فراتر از آمار و ارقام و توجه به دینامیکهای پیچیده علمی، اقتصادی و اجتماعی است که زیستفناوری ایران امروز را شکل دادهاند.
ریشههای تاریخی و بنیانهای علمی اولیه
تاریخچه زیستفناوری در ایران، ریشه در بیش از یک قرن تجربه در حوزه علوم زیستی و بهداشتی دارد. سنگ بنای اولیه این حوزه با تأسیس نهادهای استراتژیکی همچون انستیتو پاستور ایران در سال ۱۲۹۹ و موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی در سال ۱۳۰۳ گذاشته شد. این مراکز، که با هدف مبارزه با بیماریهای عفونی و تولید واکسنهای انسانی و دامی شکل گرفتند، به تدریج به کانونهای اصلی پژوهش و تولید فرآوردههای بیولوژیک در کشور و منطقه تبدیل شدند. تمرکز این نهادها بر تحقیق، توسعه و تولید محصولاتی چون انواع واکسنها (کزاز، دیفتری، سیاهسرفه)، سرمهای درمانی ضد مارگزیدگی و عقربگزیدگی، و فرآوردههای خونی، نه تنها زیرساختهای فنی و دانشی لازم را فراهم آورد، بلکه مهمتر از آن، نسلی از متخصصان و پژوهشگران را تربیت کرد که با اصول اولیه کار با میکروارگانیسمها، کشت سلول و فرآیندهای تخمیری آشنا بودند. این میراث گرانبها، که حاصل یک قرن انباشت دانش و تجربه بود، به عنوان بستری حاصلخیز عمل کرد که در دهههای بعد، با ظهور فناوریهای نوین مانند مهندسی ژنتیک و دیانای نوترکیب، بذر زیستفناوری مدرن در آن کاشته شد و به سرعت به بار نشست. درک اهمیت این بنیانهای تاریخی برای تحلیل مسیر رشد کنونی زیستفناوری ایران امری ضروری است.
سیاستگذاری کلان و اسناد بالادستی ملی
جهش واقعی زیستفناوری ایران در دو دهه اخیر، بیش از هر چیز مدیون یک عزم ملی و سیاستگذاری کلان و هدفمند بوده است. درک اهمیت استراتژیک این حوزه در تأمین امنیت دارویی، غذایی و سلامت، منجر به تدوین و تصویب اسناد بالادستی مهمی گردید که نقشه راه توسعه این فناوری را ترسیم کردند. “سند ملی زیستفناوری” که در سال ۱۳۸۳ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، نقطه عطفی در این زمینه بود. این سند با تعیین اهداف کمی و کیفی مشخص، از جمله کسب ۳ درصد از بازار جهانی زیستفناوری و تأکید بر توسعه زیرساختها، تربیت نیروی انسانی و حمایت از تجاریسازی، چارچوبی منسجم برای هماهنگی تمام بازیگران این عرصه فراهم آورد. در ادامه، سیاستهای کلی علم و فناوری ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و تأکیدات مکرر بر اقتصاد دانشبنیان، این مسیر را تقویت کرد. تشکیل ستاد توسعه زیستفناوری به عنوان یک نهاد فرادستگاهی، نقش هماهنگکننده و تسهیلگر را بر عهده گرفت و با تخصیص بودجههای تحقیقاتی، حمایت از ثبت پتنتهای بینالمللی و ایجاد کریدورهای صادراتی، سعی در شتابدهی به این حرکت ملی داشت. این حمایتهای استراتژیک دولتی، اگرچه با چالشهایی در اجرا مواجه بوده، اما بدون شک، موتور محرک اصلی عبور زیستفناوری ایران از مرحله پژوهش محض به تولید صنعتی و خلق ثروت بوده است.
توسعه چشمگیر زیرساختهای آموزشی و پژوهشی
همگام با سیاستگذاریهای کلان، نظام آموزش عالی کشور نیز شاهد یک تحول چشمگیر در زمینه زیستفناوری بود. در طول دو دهه گذشته، رشتههای مرتبط با بیوتکنولوژی در مقاطع مختلف تحصیلی، از کارشناسی تا دکتری تخصصی (Ph.D.)، در دهها دانشگاه و مرکز تحقیقاتی در سراسر کشور راهاندازی و گسترش یافت. ایجاد رشتههای میانرشتهای مانند بیوتکنولوژی پزشکی (دارویی)، بیوتکنولوژی مولکولی، بیوتکنولوژی کشاورزی و نانوبیوتکنولوژی، به تربیت انبوهی از نیروی انسانی متخصص و کارآمد منجر شد که امروزه به عنوان بزرگترین سرمایه این صنعت شناخته میشوند. علاوه بر دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز تحقیقاتی تخصصی مانند پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیستفناوری، پژوهشگاه رویان، و انستیتو بیوشیمی و بیوفیزیک (IBB) دانشگاه تهران، با تجهیز آزمایشگاههای خود به فناوریهای روز دنیا مانند توالییابی نسل جدید (NGS)، ویرایش ژنوم (CRISPR-Cas9)، و سیستمهای پیشرفته کشت سلول، به قطبهای اصلی تولید علم و انجام تحقیقات بنیادی و کاربردی در این حوزه تبدیل شدند. انتشار هزاران مقاله علمی در مجلات معتبر بینالمللی و کسب رتبههای برتر جهانی در تولید علم زیستفناوری، گواهی بر موفقیت این زیرساخت آموزشی و پژوهشی است که خوراک علمی و نیروی انسانی مورد نیاز شرکتهای دانشبنیان را فراهم میآورد.
ظهور غولهای بیوتکنولوژی دارویی در ایران
مهمترین و ملموسترین دستاورد زیستفناوری ایران، در حوزه “بیوتکنولوژی قرمز” یا دارویی تجلی یافته است. در سایه سیاستهای حمایتی و با تکیه بر دانش فنی داخلی، شرکتهای دانشبنیان بزرگی ظهور کردند که توانستند انحصار تولید بسیاری از داروهای بیولوژیک گرانقیمت را در داخل کشور بشکنند. این شرکتها با مهندسی معکوس و سپس توسعه فرآیندهای تولید اختصاصی، موفق به تولید طیف وسیعی از داروهای نوترکیب شدند. محصولاتی مانند اینترفرونها (برای درمان هپاتیت و اماس)، فاکتورهای رشد خونساز مانند اریتروپویتین (برای درمان کمخونی ناشی از نارسایی کلیوی)، فاکتور هشت انعقادی (برای بیماران هموفیلی) و هورمون رشد انسانی، از جمله اولین محصولات موفقی بودند که بازار دارویی کشور را متحول کردند. این دستاورد نه تنها به صرفهجویی ارزی صدها میلیون دلاری منجر شد، بلکه دسترسی بیماران به داروهای حیاتی را تسهیل و تضمین نمود. موفقیت این موج اول، راه را برای ورود به حوزههای پیچیدهتر مانند تولید آنتیبادیهای مونوکلونال (برای درمان سرطان و بیماریهای خودایمنی) و داروهای “زیستمشابه” (Biosimilar) باز کرد و ایران را به یکی از قدرتهای منطقهای در تولید این دسته از داروها تبدیل نمود.
آنتیبادیهای مونوکلونال: مرز جدید فناوری
تولید آنتیبادیهای مونوکلونال (mAbs) نمایانگر بلوغ و جهش کیفی صنعت بیوتکنولوژی دارویی ایران است. این مولکولهای پروتئینی پیچیده، که برای هدف قرار دادن اختصاصی سلولهای سرطانی یا مولکولهای دخیل در فرآیندهای التهابی طراحی میشوند، از نظر تکنولوژی تولید، یک سر و گردن بالاتر از داروهای نوترکیب نسل اول قرار دارند. فرآیند توسعه این داروها نیازمند تسلط بر فناوریهای پیشرفتهای چون تولید ردههای سلولی پایدار و پربازده (معمولاً سلولهای CHO)، طراحی و بهینهسازی بیورآکتورهای مقیاس بزرگ، و فرآیندهای خالصسازی چند مرحلهای و بسیار دقیق است. شرکتهای دانشبنیان ایرانی با سرمایهگذاری سنگین در تحقیق و توسعه و جذب متخصصان برجسته، موفق به تولید نسخههای زیستمشابه داروهای پرفروشی مانند تراستوزومب (برای سرطان پستان)، ریتوکسیمب (برای لنفوم) و آدالیمومب (برای آرتریت روماتوئید) شدهاند. این موفقیت، ایران را در باشگاه محدود کشورهایی قرار داده است که از توانایی تولید صنعتی این کلاس از داروها برخوردارند. این دستاورد استراتژیک، علاوه بر تأثیر اقتصادی، نشاندهنده عمق توانمندی فناورانه کشور در یکی از پیچیدهترین شاخههای زیستفناوری مدرن است و افقهای جدیدی را برای توسعه داروهای کاملاً نوآورانه در آینده میگشاید.
زیستفناوری کشاورزی و چالشهای تجاریسازی
برخلاف موفقیتهای چشمگیر در حوزه پزشکی، “بیوتکنولوژی سبز” یا کشاورزی در ایران با چالشهای بزرگتری برای رسیدن به مرحله تجاریسازی مواجه بوده است. با وجود توانمندیهای علمی قابل توجه در پژوهشگاهها و دانشگاهها در زمینه تولید گیاهان تراریخته مقاوم به آفات، خشکی و شوری، و همچنین تولید کودهای زیستی و آفتکشهای بیولوژیک، فرآیند کسب مجوز و ورود این محصولات به بازار با موانع جدی رگولاتوری، اجتماعی و سیاسی روبرو شده است. بحثهای عمومی پیرامون ایمنی محصولات تراریخته، فشار گروههای مخالف و عدم وجود یک چارچوب قانونی شفاف و کارآمد، تجاریسازی بسیاری از این دستاوردهای ارزشمند تحقیقاتی را برای سالها به تعویق انداخته است. این در حالی است که کشور با چالشهای عظیمی در حوزه امنیت غذایی، بحران آب و مصرف بیرویه سموم و کودهای شیمیایی مواجه است و زیستفناوری کشاورزی میتواند راهحلهای پایداری برای این مشکلات ارائه دهد. عبور از این بنبست و ایجاد یک گفتمان ملی مبتنی بر شواهد علمی، یکی از بزرگترین چالشها و در عین حال، فرصتهای پیش روی اکوسیستم زیستفناوری ایران در دهه آینده خواهد بود.
نقشآفرینی در پزشکی بازساختی و سلولدرمانی
ایران به لطف فعالیتهای پیشگامانه مراکزی مانند پژوهشگاه رویان، به یکی از کشورهای پیشرو در زمینه تحقیقات سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی تبدیل شده است. دانش فنی تولید، تکثیر و تمایز انواع سلولهای بنیادی (جنینی، بالغ و القایی) در کشور به سطح بالایی از بلوغ رسیده و زیرساختهای لازم برای سلولدرمانی، از جمله اتاقهای تمیز منطبق بر اصول GMP، فراهم شده است. این توانمندی به کاربردهای بالینی متعددی منجر شده است، از جمله درمان برخی بیماریهای چشمی (مانند بازسازی سطح قرنیه با استفاده از سلولهای بنیادی لیمبال)، بیماریهای پوستی (مانند درمان ویتیلیگو) و ارتوپدی. با این حال، این حوزه نیز با چالشهای خاص خود روبروست. هزینه بالای سلولدرمانی، عدم پوشش بیمهای برای بسیاری از این خدمات، پیچیدگیهای رگولاتوری برای تأیید درمانهای جدید، و نیاز به کارآزماییهای بالینی گسترده و استاندارد برای اثبات اثربخشی و ایمنی بلندمدت، از جمله موانعی هستند که سرعت تجاریسازی گسترده این فناوریها را کند کردهاند. با این وجود، پتانسیل عظیم پزشکی بازساختی برای درمان بیماریهای صعبالعلاج، این حوزه را به یکی از جذابترین و استراتژیکترین زمینهها برای سرمایهگذاری و نوآوری در آینده نزدیک تبدیل کرده است.
کیتهای تشخیصی: پاسخ سریع به نیازها
حوزه تولید کیتهای تشخیصی مولکولی و ایمونولوژیک، یکی دیگر از عرصههای موفقیتآمیز زیستفناوری در ایران است. شرکتهای دانشبنیان متعدد با تکیه بر فناوریهایی مانند PCR, Real-time PCR و ELISA، موفق به تولید طیف وسیعی از کیتهای تشخیصی برای انواع بیماریهای عفونی (HIV, HCV, HBV)، بیماریهای ژنتیکی و سرطان شدهاند. پاندمی کووید-۱۹ به عنوان یک آزمون بزرگ، توانمندی بالای این شرکتها را به نمایش گذاشت. در شرایطی که دسترسی به کیتهای تشخیصی وارداتی با محدودیتهای جدی مواجه بود، شرکتهای ایرانی در مدتی کوتاه توانستند انواع کیتهای تشخیص مولکولی (PCR) و سرولوژی (آنتیبادی) را با کیفیت قابل قبول تولید و نیاز گسترده نظام سلامت کشور را تأمین کنند. این موفقیت، اهمیت استراتژیک داشتن یک صنعت داخلی توانمند در حوزه تشخیص را به اثبات رساند. امروزه، این صنعت به سمت فناوریهای نوینتر مانند کیتهای تشخیص سریع و سیستمهای تشخیص در نقطه مراقبت (Point-of-Care Testing) حرکت میکند که میتواند به تشخیص زودهنگام و مدیریت بهتر بیماریها در سطح جامعه کمک شایانی نماید.
چالش تأمین مالی و دره مرگ استارتآپها
با وجود تمام موفقیتها، اکوسیستم زیستفناوری ایران با چالشهای ساختاری جدی، به ویژه در زمینه تأمین مالی، روبروست. مسیر توسعه یک محصول بیوتک، از ایده تا بازار، بسیار طولانی (۱۰ تا ۱۵ سال)، پرهزینه (صدها میلیون دلار) و پرریسک است. استارتآپهای نوپای این حوزه پس از خروج از مراکز رشد و استفاده از حمایتهای اولیه دولتی، برای تأمین مالی مراحل پرهزینه مطالعات پیشبالینی و بالینی، با پدیدهای به نام “دره مرگ” (Valley of Death) مواجه میشوند. سرمایهگذاران خطرپذیر (VC) سنتی در ایران، به دلیل ریسک بالای علمی و فنی، افق زمانی طولانی بازگشت سرمایه، و عدم آشنایی کافی با این صنعت تخصصی، تمایل چندانی به سرمایهگذاری در مراحل اولیه استارتآپهای بیوتک ندارند. این شکاف تأمین مالی، باعث میشود بسیاری از پروژههای علمی ارزشمند در میانه راه متوقف شده و به مرحله تجاریسازی نرسند. شکلگیری صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر تخصصی حوزه سلامت و داروسازی، ارائه مشوقهای مالیاتی جذاب برای سرمایهگذاران، و ایجاد مدلهای همکاری برد-برد میان استارتآپها و شرکتهای بزرگ داروسازی، از جمله راهکارهای کلیدی برای عبور از این چالش حیاتی است.
موانع رگولاتوری و نیاز به قوانین پویا
مسیر رگولاتوری و اخذ مجوز از سازمان غذا و دارو، یکی از بزرگترین و پیچیدهترین چالشها برای شرکتهای زیستفناوری در ایران است. در حالی که وجود یک نهاد نظارتی سختگیر برای تضمین ایمنی و اثربخشی داروها امری ضروری است، فرآیندهای طولانی، بوروکراتیک و گاه غیرشفاف میتواند به یک مانع جدی برای نوآوری تبدیل شود. شرکتها، به ویژه استارتآپهای کوچک، اغلب با چالشهایی در زمینه درک دقیق الزامات، هزینههای بالای ثبت و انجام مطالعات مورد نیاز، و زمانبر بودن فرآیند بررسی پروندهها مواجه هستند. علاوه بر این، برای حوزههای نوظهوری مانند سلولدرمانی، ژندرمانی و داروهای مبتنی بر RNA، دستورالعملهای رگولاتوری مشخص و بهروزی وجود ندارد که این امر باعث سردرگمی شرکتها و کندی پیشرفت این فناوریها میشود. نیاز به بازنگری در قوانین، ایجاد مسیرهای ارزیابی سریع (Fast-Track) برای داروهای حیاتی، افزایش شفافیت، و ایجاد یک کانال ارتباطی پویا و مستمر میان صنعت و نهاد رگولاتور، برای حفظ رقابتپذیری و تشویق نوآوری در اکوسیستم زیستفناوری ایران امری حیاتی و فوری است.
تعامل صنعت و دانشگاه: یک ضرورت استراتژیک
با وجود زیرساختهای قوی دانشگاهی و صنعتی، ارتباط میان این دو بخش هنوز به سطح مطلوب و کارآمد نرسیده است. بسیاری از تحقیقات دانشگاهی بدون توجه به نیاز واقعی صنعت و بازار انجام میشوند و از سوی دیگر، صنعت نیز به طور کامل از پتانسیل عظیم علمی و نوآورانه دانشگاهها بهره نمیبرد. این شکاف منجر به اتلاف منابع و عدم تبدیل بسیاری از یافتههای ارزشمند پژوهشی به محصول میشود. برای پر کردن این شکاف، نیازمند ایجاد سازوکارهای نهادی جدید هستیم. تأسیس “دفاتر انتقال فناوری” (TTO) کارآمد در دانشگاهها که بتوانند تحقیقات قابل تجاریسازی را شناسایی کرده و آنها را به صنعت متصل کنند، تعریف پروژههای تحقیقاتی مشترک مبتنی بر نیاز صنعت، ایجاد فرصتهای مطالعاتی برای اساتید در صنعت و مدیران صنعتی در دانشگاه، و حمایت از تأسیس شرکتهای زایشی (Spin-off) توسط اعضای هیئت علمی، از جمله راهکارهای موثری هستند که میتوانند این دو دنیای موازی را به یک اکوسیستم همافزا و پویا تبدیل کنند و چرخه علم تا ثروت را به معنای واقعی کلمه تکمیل نمایند.
چالشهای صادرات و ورود به بازارهای جهانی
اگرچه شرکتهای ایرانی در تأمین نیاز داخلی به داروهای بیولوژیک بسیار موفق بودهاند، اما حضور معنادار در بازارهای صادراتی جهانی با چالشهای متعددی روبروست. تحریمهای بینالمللی، مشکلات مربوط به انتقال پول و لجستیک، و مهمتر از همه، عدم پذیرش گواهی GMP ایران توسط نهادهای رگولاتوری معتبر جهانی مانند FDA آمریکا و EMA اروپا، بزرگترین موانع بر سر راه صادرات به بازارهای اصلی و توسعهیافته هستند. در حال حاضر، صادرات عمدتاً به کشورهای منطقه و بازارهای کمتر رگوله شده محدود است. برای عبور از این مانع، ارتقاء استانداردهای تولید به سطح استانداردهای جهانی و تلاش برای اخذ تأییدیههای بینالمللی، یک ضرورت انکارناپذیر است. این امر نیازمند سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای تولید، مستندسازی دقیق و انطباق کامل با الزامات رگولاتوری بینالمللی است. تمرکز بر بازارهای نوظهور در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی نیز میتواند یک استراتژی میانمدت موثر برای گسترش بازارهای صادراتی و کسب تجربه بینالمللی باشد.
افقهای نو: ژندرمانی و پزشکی دقیق
آینده زیستفناوری در حرکت به سمت پزشکی شخصیسازی شده و دقیق (Precision Medicine) و درمانهای نوین مانند ژندرمانی و داروهای مبتنی بر RNA است. ایران با داشتن زیرساختهای علمی قوی و متخصصان برجسته، پتانسیل ورود به این حوزههای پیشرفته را داراست. تحقیقات در زمینه استفاده از وکتورهای ویروسی برای انتقال ژنهای سالم به سلولها (ژندرمانی) و همچنین توسعه داروهای مبتنی بر mRNA و siRNA برای درمان بیماریهای ژنتیکی و سرطان در مراکز تحقیقاتی کشور در حال انجام است. پزشکی دقیق، که هدف آن تجویز درمان مناسب برای بیمار مناسب در زمان مناسب بر اساس پروفایل ژنتیکی و مولکولی اوست، نیازمند جمعآوری و تحلیل دادههای کلان ژنومی و بالینی (Big Data) است. پروژه “ایرانوم” (پروژه ژنوم ملی ایران) گام مهمی در این راستا است. سرمایهگذاری هدفمند در این حوزههای نوظهور، اگرچه بسیار پرریسک و پرهزینه است، اما میتواند ایران را به یک بازیگر کلیدی در نسل بعدی درمانهای پزشکی تبدیل کرده و مزیت رقابتی پایداری را برای کشور در دهههای آینده ایجاد نماید.
نقش اکوسیستم استارتآپی و شتابدهندهها
در کنار شرکتهای بزرگ و تثبیتشده، این استارتآپهای کوچک و چابک هستند که موتور نوآوریهای disruptive و رادیکال در اکوسیستم زیستفناوری محسوب میشوند. این تیمهای کوچک، که اغلب از دل دانشگاهها برمیخیزند، با ایدههای نوآورانه خود میتوانند زمینههای کاملاً جدیدی را در تشخیص و درمان ایجاد کنند. با این حال، همانطور که اشاره شد، این استارتآپها بسیار شکننده هستند و برای بقا و رشد نیازمند حمایت هستند. در اینجاست که شتابدهندهها و مراکز نوآوری تخصصی حوزه سلامت نقشی حیاتی ایفا میکنند. این نهادها با فراهم کردن فضای کاری، سرمایه اولیه، آموزشهای تخصصی کسبوکار، و مهمتر از همه، دسترسی به شبکه گستردهای از منتورها، مشاوران و سرمایهگذاران، به این استارتآپها کمک میکنند تا از مراحل اولیه پرریسک عبور کرده و به یک کسبوکار پایدار تبدیل شوند. رشد و تقویت این بخش از اکوسیستم، برای حفظ پویایی و قدرت نوآوری زیستفناوری ایران در بلندمدت امری ضروری است.
آینده زیستفناوری در گرو نوآوری
مسیر تحول زیستفناوری در ایران، داستانی الهامبخش از خودباوری، سرمایهگذاری استراتژیک و تکیه بر توان داخلی است. کشور توانسته است در مدتی نسبتاً کوتاه، به یک بازیگر مهم منطقهای در تولید داروهای بیولوژیک تبدیل شود و زیرساختهای علمی و صنعتی قابل توجهی را ایجاد کند. با این حال، برای حفظ این دستاوردها و حرکت به سمت مرزهای دانش، اکوسیستم نیازمند یک تحول جدید است. حل چالشهای ساختاری در تأمین مالی، پویاسازی فضای رگولاتوری، تعمیق ارتباط صنعت و دانشگاه، و تمرکز بر بازارهای صادراتی، از اولویتهای اصلی پیش رو هستند. در این مسیر، حمایت از نوآوریهای برخاسته از استارتآپهای خلاق و تیمهای علمی، نقشی کلیدی خواهد داشت. در همین راستا، اکونوریس، به عنوان شتابدهندهای نوآور در حوزه نوآوریهای دارویی و زیستفناوری، با هدف حمایت از تیمهای علمی و استارتآپهای خلاق، در مسیر خلق آیندهای بهتر در حوزه سلامت گام برمیدارد. ما در اکونوریس با ارائه خدمات جامع از جمله حمایت مالی، مشاوره تخصصی، دسترسی به شبکه ارتباطی گسترده و حضور در رویدادهای مهم، به تیمها و استارتآپها کمک میکنیم تا به پتانسیل کامل خود دست یابند و با عبور از چالشهای مسیر تجاریسازی، به موفقیتهای چشمگیری برسند و نسل بعدی نوآوریهای زیستفناوری ایران را رقم بزنند.